فروش برند اماده و استراتژی کسب و کار چیست؟

تاریخ : 1400/24/05 نویسنده :admin3 بازدیدها : 10 موضوع : مقالات برند



ماهیت استراتژی تجارت

استراتژی کسب و کار مجموعه اقدامات پیشگیرانه از طرف مدیریت است که به منظور ارتقا موقعیت شرکت در بازار، عملکرد کلی، واکنش به اتفاقات غیر منتظره همچنین شرایط جدید بازار طراحی می شود. از آنجا که بیشترین قسمت استراتژی شرکت در نتیجه اقدامات قبلی و رویکردهای تجاری است، وقتی شرایط بازار به شکل پیش بینی نشده رقم بخورد، شرکت برای مقابله با شرایط غیر مترقبه به یک واکنش استراتژیک نیاز دارد. از این رو، بخشی از استراتژی تجارت به عنوان یک پاسخ منطقی تدوین می شود.

چرا به استراتژی تجارت نیاز داریم؟

هدف از هر کسب و کار، حفظ مشتری های قدیم و جذب مشتری های جدید است. اینجاست که استراتژی تجارت ضرورت دارد چراکه در صورت عدم وجود یک طرح تجاری مناسب، حفظ مشتری سخت خواهد بود. مشاغلی كه هيچ دستورالعمل خاصی در مورد چگونگی تأمين نياز مشتريان فعلي ندارند، در واقع از اصلی ترین نقاط ضعف شغل خود بی خبر می مانند و يك رقيب به راحتي مي تواند با ارائه خدمات مورد نیاز مشتريان، آنها را جذب نماید. بنابراین، ایجاد یک سیستم قوی برای پیگیری، که در آن تماس ها و ایمیل ها برای مشتریان ارسال می شود، نه تنها برای اطمینان از عملکرد صحیح شرکت است، بلکه همچنین به آنها یاداوری می کند که توجه نیاز هایشان در اولویت است. در مرحله ی بعد هر چقدر که کسب و کار بزرگ باشد، باز هم منابع محدودی در اختیار خواهد داشت، که این امر نیاز به مدیریت کارآمدی دارد تا بتواند از این منابع با حداکثر کارایی استفاده کند. همچنین گسترش تجارت نیز هدفی است که بدون استراتژی نمی توان به آن دست یافت. اگر اهداف به شکل گسترده و با جزئیات بیان شود، به مدیران آگاهی استفاده از فرصت های نا معمول در تجارت را خواهند بخشید.
در راستای درک بهتر استراتژی تجارت، مبحث مدیریت استراتژیک را مطالعه فرمایید.

سطوح مختلف استراتژی تجارت

۱.استراتژی سطح شرکتی

استراتژی سطح شرکتی یک برنامه بلند مدت، اقدام محور، یکپارچه و جامع است که توسط مدیران عالی تدوین می شود و برای تعیین خطوط تجاری، گسترش و رشد، تغییر، ادغام، ایجاد مناطق جدید برای سرمایه گذاری و واگذاری استفاده می شود.

۲.استراتژی سطح تجارت

استراتژی هایی که مربوط به تجارت خاصی هستند به عنوان استراتژی در سطح تجارت شناخته می شوند و توسط مدیران کل، که چشم انداز را به استراتژی های مشخص تبدیل می کنند، تدوین می شوند.

۳.استراتژی سطح عملکردی

استراتژی سطح عملکردی که توسط مدیران یا سرپرستان رده اول طراحی می شود، شامل تصمیم گیری در سطح عملیاتی مربوط به مناطق عملیاتی خاص مانند بازاریابی، تولید، منابع انسانی، تحقیق و توسعه، امور مالی و غیره است. در تجارت، همیشه به چندین استراتژی در سطوح مختلف نیاز است زیرا یک استراتژی نه تنها ناکافی بلکه نا مناسب نیز است. بنابراین، یک ساختار تجاری معمول همیشه دارای سه سطح است.

دو دسته بندی استراتژی تجارت کدامند؟

دو دسته اصلی از استراتژی ها را می توان معرفی کرد:

۱. استراتژیهای عمومی

انواع اصلی استراتژی های عمومی که سازمان ها می توانند دنبال کنند:
  • رشد یعنی گسترش شرکت برای خرید دارایی های جدید از جمله مشاغل جدید و توسعه محصولات جدید. درآمد داخلی از یک جمع کننده مالیات مانند جمع آوری بازپرداخت وام های دانشجویی و پرداخت اعتبارات مالیاتی گسترش یافته است.
  • بین المللی سازی/جهانی سازی یعنی انتقال عملیات به کشورهای بیشتر.
  • تعدیل نیرو شامل کاهش افراد برای تمرکز روی بهترین متخصصین است.

۲. استراتژی های رقابتی

استراتژی های رقابتی نیز مهم هستند. استراتژی های رقابتی مربوط به انجام کارهایی بهتر نسبت به رقبا است. برای داشتن رقابت، یک شرکت نباید فقط از ایده های رقبا کپی کند. آنها باید به دنبال رقابت با رقبا باشند. برای رقابت پذیری دو راه اصلی وجود دارد:
  • فروش اجناس با قیمت پایین تر از رقبا
  • متمایز کردن محصول خود از رقبا

رویکردهای استراتژی تجارت در سازمان های مختلف چگونه است؟

در سازمان های داخلی

بیشتر سازمانها از درون هدایت می شوند، این بدان معنی است که استراتژی آنها توسط آنچه در گذشته انجام داده اند هدایت می شود. ضعف این استراتژی در این است که اعضای سازمان تغییراتی را که در بازار اتفاق می افتد پیش بینی نمی کنند.

در سازمان های مشتری محور

سازمان های مشتری محور آنهایی هستند كه سعی دارند از نزدیک به حرف مشتری گوش دهند. مشکل این رویکرد در نهایت تلاش سازمان ها در اهمیت “همه چیز برای همه مردم” است.

در سازمان های مبتنی بر بازار

سازمان های بازار محور استراتژی خود را بر اساس انتخاب آگاهانه، درمورد اینکه به کدام بازارها خدمت می کنند و چگونه ارزش افزوده دارند، قرار می دهند. سازمان های با عملکرد بالا نه تنها در فرایند استراتژی شرکت می کنند، بلکه می دانند کدام استراتژی سازمان را به جلو سوق می دهد.

مولفه های اصلی استراتژی تجارت را بشناسیم.

یک استراتژی منسجم تجاری کمک می کند عملکرد یک شرکت را درک کرده و به چگونگی افزایش سود دهی آن بپردازیم. هیچ برنامه تجاری نمی تواند به طور دقیق تعیین کند که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. ممکن است اکنون بازار امن به نظر برسد، اما در مدت زمان پنج سال چه باید کرد؟ اگر رقبا قیمت های خود را به طور چشمگیری کاهش دهند، چه بر سر تجارت شما خواهد آمد؟
هر کسب و کاری در تصمیم گیری های سخت به یک پروتکل ایمنی نیاز دارد. کاری که یک استراتژیست می تواند انجام دهد این است که با پشتیبانی از کسب و کار شما، راهنمایی های لازم را ارائه دهد. در اینجا برخی از عناصر اصلی برای یک استراتژی تجاری خوب آورده شده است:
۱. ایجاد اهداف کلیدی کوتاه مدت و بلند مدت تجارت
۲. بررسی انتقادی در مورد ضعف کسب و کار در داخل و خارج
۳. ارزیابی خطرات احتمالی
۴. ارزیابی تغییرات احتمالی بازار آینده که مشتری را تحت تأثیر قرار می دهد
۵. توصیف ویژگی ها و نیازهای مالی
۶. مرحله تدوین استراتژی تجارت
این مراحل شامل نگاه همه جانبه به سازمان، آگاهی از نحوه برخورد با تهدیدها و فرصت ها، ایجاد یک تناسب با فعالیت های پشتیبانی استراتژی، همسویی منابع با اهداف و سازماندهی برای اجرا می باشد:
  1. برای شناسایی تهدیدها و فرصت ها باید به بیرون نگاه کرد. این سوالات را از خود بپرسید:
  • فضای اقتصادی که باید در آن فعالیت کنیم چگونه است و چگونه تغییر می کند؟
  • چه فرصت هایی برای سود پیش روی ما قرار دارد؟
  • خطرات مرتبط با فرصت های مختلف چیست؟
  1. به منابع، توانایی ها و عملکرد خود نگاهی بیندازید. این سوالات را از خود بپرسید:
  • صلاحیت های ما چیست؟
  • چگونه این صلاحیت ها به ما برتری بیشتری نسبت به رقبا می دهند؟
  • چه منابعی اقدامات ما را محدود می كنند؟
  1. راهکارهایی را برای رسیدگی به تهدید ها و فرصت ها در نظر بگیرید:
گزینه های زیادی ایجاد کنید. همیشه بیش از یک راه برای انجام وجود دارد. همه حقایق را بررسی کنید و همه فرضیات را زیر سوال ببرید. ارزیابی کنید که چه اطلاعات کلیدی را برای ارزیابی بهتر یک استراتژی خاص از دست داده اید و سپس با اطلاعات بدست آمده، گزینه های استراتژی پیش رو را آزمایش کنید.
۴.ایجاد تناسب میان فعالیت های پشتیبانی استراتژی
استراتژی چیزی فراتر از برنده شدن مشتری است. مزیت رقابتی، ناشی از تناسب فعالیت ها و تقویت یکدیگر است.
  1. ایجاد همسویی
توسعه استراتژی نیمی از کار است. نیمه دیگر ایجاد همسویی بین استراتژی افراد و فعالیت های شرکت است. به عبارت دیگر، هر کارمند در هر سطح باید در وهله اول استراتژی را درک کند، سپس نقش خود را در عملی ساختن استراتژی ببیند.
۶. برای اجرا آماده باشید
بعد از داشتن استراتژی، استخدام افرادی با صلاحیت های لازم، به دست آوردن تجهیزات مناسب و سازماندهی منابع دارای اهمیت هستند.

مراحل اجرای استراتژی تجارت

اجرای برنامه استراتژی شامل چندین قسمت است که گاهی به برنامه تکمیلی دیگری نیاز دارد. مراحل زیر ممکن است به عنوان یک طرح اجرایی پایه استفاده شود که هر شرکت با تغییر آن می تواند جدول زمانی متناسب با ساختار سازمان خود را داشته باشد:
  • نهایی کردن برنامه استراتژیک پس از دریافت اطلاعات از همه سرمایه گذار ها
  • تنظیم بودجه بر اساس ارزیابی مالی مطابق با اهداف سالانه
  • تولید نسخه های مختلف برنامه برای هر گروه
  • ایجاد کارت امتیازی متوازن برای ردیابی و نظارت بر برنامه ها
  • ساخت سیستم مدیریت عملکرد و پاداش
  • اجرا کردن برنامه برای کل سازمان
  • ایجاد تمام برنامه های سالانه دپارتمان، حول برنامه شرکتی
  • تنظیم گزارش و جلسات استراتژی ماهانه برای نظارت بر پیشرفت شرکت
  • تنظیم تاریخ های بررسی استراتژیک سالانه، از جمله ارزیابی های جدید برای بررسی برنامه سالانه

مزایا استراتژی تجارت

اگر یک استراتژی تجاری داشته باشید، می دانید که در حال حاضر کسب و کار شما کجاست، به کجا می رود و برای رسیدن به آن چه باید کرد. این آگاهی می تواند شفافیت، تمرکز و جهت دهی را به همراه داشته باشد. علاوه بر آن انگیزه ای خواهد بود برای عملکرد بهتر و هدایت مشاغل به سمت هدف مشخص. دیگر مزیت استراتژی تجارت درک بهتر تجارت است. این امر شامل بررسی کلی از جمله عملکرد مالی، رضایت مشتری، عملکرد کارکنان، روند فروش و بازاریابی، نرخ تبدیل و غیره است. همچنین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای مربوط را در نظر می گیرد. بررسی استراتژی کسب و کار شامل بسیاری از تفکرات خلاقانه است که احتمالاً ایده ها و فرصت های جدیدی برای کسب و کار ایجاد می کند که ممکن است از ابتدا تعیین نشده باشند.

اهمیت انواع استراتژی تجارت

لزوم تدوین استراتژی تجارت جهت موفقیت و پایداری هر سازمانی است که موجب:

درک شرکت و صنعت شما

این استراتژی به سازمان ها امکان می دهد درک واضح تری از خود و آنچه برای موفقیت آنها لازم است، ایجاد کنند و علاوه بر آن بتوانند نقاط ضعف را شناسایی و برطرف کرده و خطرات را کاهش دهند. این امر در طراحی بهتر سازمان ها جهت عملکرد بهینه، بهره وری و سود، نقش پر رنگی دارد.

رشد در یک جهان در حال تغییر

درک تغییراتی که در صنعت یا در بازار اتفاق می افتد مهم است. هر ساله سرعت تغییر سریع تر می شود، مهمتر از همه این است که ما بفهمیم چه روندی روی کسب و کار و صنعت ما تأثیر گذارند و چگونه می خواهیم به آنها پاسخ دهیم. عوامل مختلفی را اعم از عوامل سیاسی، اجتماعی یا فناوری، باید در نظر داشت و در صورت لزوم تغییراتی ایجاد کرد که بر پیشرفت کسب و کار موثر باشد.

ایجاد یک چشم انداز و جهت برای کل سازمان

همه سازمان ها و کارکنان آنها باید هدف و نحوه عملکرد خود را برای رسیدن به آن درک کنند. شرکتی بدون استراتژی، شبیه فرستادن کارکنان خود به صحرا و رها کردن آنها برای جستجوی آب در سراب است. بدون داشتن هدف و تمرکز، کارمندان بدون هدف از یک فعالیت به فعالیت دیگر سرگردان خواهند شد و هرگز نمی دانند روی چه چیزی تمرکز کنند یا چطور اولویت بندی نمایند. ایجاد یک سازمان هدفمند، مجموعه اقدامات مشترک برای رسیدن به هدف را تعریف می کند که همه برای نتیجه یکسانی تلاش می کنند.

مدل استراتژی یکپارچه

برنامه های زیادی وجود دارد که جهت کمک به مدیریت یک تجارت طراحی شده اند. طرح کسب و کار، برنامه بازاریابی، برنامه استراتژیک، برنامه مدیریت پروژه و … مدل اسراتژی یکپارچه بر روابط متقابل در قسمت های مختلف تمرکز دارد. خصوصاً اینکه چگونه یک قسمت از طرح بر قسمت های دیگر تأثیر گذار خواهد بود.

نتیجه گیری

استراتژی تجارت وسیله ای است که سازمان برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود همراه مراحل تعیین می کند. به سادگی می توان آن را به عنوان برنامه ریزی بلند مدت تجارت توصیف کرد. به طور معمول یک استراتژی کسب و کار یک دوره حدود ۳-۵ ساله (حتی گاهی بیشتر) را پوشش می دهد که طراحی دقیقی از درک فرصت ها، استفاده از کلیه منابع، شناخت موقعیت مناسب، پاسخگویی به چالش ها و تهدیدها، جهت دهی درست به تلاش ها، با دقت تعیین می شود و یک مدیریت عالی را به یک چارچوب یکپارچه، برای کشف، تجزیه و تحلیل و بهره برداری از فرصت های مفید، درک و مقابله با تهدیدات بالقوه، استفاده بهینه از منابع و نقاط قوت، برای مقابله با ضعف، مجهز می کند.